چند لحظه رویایی تاریخ جام جهانی؛ یک جهان خیره به توپ!

تبلیغات بنری

برای ایران، تصویری ماندگار در لیون 1998 ساخته شد. حمید استلی از روی انبوه بلند شد و توپ را با سر وارد دروازه آمریکا کرد. دوباره، اما جهان در آنجا متوقف شد. نه فقط از روی شگفتی فوتبال، بلکه از روی احترام.

به گزارش سرویس ورزشی -. توپ در هوا است. هزاران نفر نفس خود را حبس کردند. دنیا برای چند ثانیه می ایستد. فوتبال در این توقف ها معنا پیدا می کند. نه در نود دقیقه دویدن و نه در تعداد میزها، اما در یک لحظه کوتاه دنیا از حرکت ایستاد و چشم میلیون ها نفر به مسیر توپ معطوف شد. فوتبال در لحظه ها در خاطرات ما زنده می شود. در چند ثانیه از زمین سبز فراتر می رود و معنای انسان را آشکار می کند.

تابستان 1986، مکزیک. دو عکس هنوز باقی مانده است. نخست ضربه ای که بعدها «دست خدا» نامیده شد. حرکتی در مرز نبوغ و تضاد، جایی بین هوش و حاشیه. دقایقی بعد توپ در وسط زمین به پای مارادونا چسبید و او از زمین خارج شد. مدافعان سر جای خود ماندند، توپ آمد، و لحظه ای فرا رسید که تنها یک توضیح داشت: سال ها تمرین در یک تصمیم خلاصه شد. حرکتی آنی، زمین را برای دیگران پهن و برای او کوتاه کرد. فقط چند ثانیه بود، اما جهان همچنان آن چند ثانیه را تماشا می کرد.

چند لحظه رویایی در تاریخ جام جهانی؛ دانشمندی که به توپ خیره شده است!

هشت سال بعد، پاسادنا. سکوتی که خود تصویر شد. روبرتو باجو پشت ضربه پنالتی ایستاد. توپ بالا رفت و جام پایین آمد. همان جا ماند، زانو زده و بی حرکت. بدون جیغ و اعتراض. لحظه ای که شکست، چهره انسانی خود را نشان داد. این تصویر به عنوان یادآوری است که فوتبال در نهایت یک زمین تمرین برای پذیرش است. بپذیرید که برخی از مسیرها به یک ضربه ختم می شوند.

در سال 1990، رنه هیگویتا تصمیم گرفت چیزی را امتحان کند که هیچ مربی جرات توصیه آن را نداشته باشد. ضربه پشت برای جلوگیری از توپ. «عقرب» در آنجا متولد شد. شاید اشتباه بود، شاید خطرناک، اما این تصویر زنده می ماند زیرا به ما یادآوری می کند که گاهی زیبایی در ریسک کردن است. شناخت خطر و انتخاب آن.

در همان تورنمنت راجر میلا پس از گل در کنار پرچم کرنر رقصید. رقصی کوتاه اما صمیمانه که شادی شدیدی را به همراه داشت. لحظه ای که نشان داد وقتی فوتبال می خندد، دنیا هم می خندد.

برای ایران، تصویری ماندگار در لیون 1998 ساخته شد. حمید استلی از روی انبوه بلند شد و توپ را با سر وارد دروازه آمریکا کرد. دوباره، اما جهان در آنجا متوقف شد. نه فقط از روی شگفتی فوتبال، بلکه از روی احترام. این مسابقه دو کشور با تاریخچه‌ای پرتنش بود، اما در آن لحظه کوتاه، فوتبال از مرز گذشت و گفت‌وگوی خاموش را آغاز کرد. به همین دلیل بعدها آن را «بازی قرن» نامیدند. چون فوتبال آن شب فقط فوتبال نبود.

چند لحظه رویایی در تاریخ جام جهانی؛ دانشمندی که به توپ خیره شده است!

سال ها بعد عکس جدیدی در قطر ثبت شد. لیونل مسی جام را در دست گرفت و دوربین برای چند ثانیه روی صورتش ماند. خستگی سالها، آرامش لحظه ورود، لبخند کوچکی که شبیه آه بود. این قاب پایان یک داستان طولانی بود. داستان شخصی که از کودکی زیر سنگینی یک رویا راه می‌رفت و بالاخره لحظه‌ای فرا رسید که رویا از راه رسید.

فوتبال پر از مسابقه است، اما تاریخ آن را بازی ها نمی نویسند. تصاویر نوشته شده است. عکس از نوع ریتم، نه گزارش. فرار، سکوت، خطر، رهایی.

سال ها می گذرد، نتایج محو می شوند، و جدول ها به جایی نمی رسند. اما آن لحظه کوتاه هنوز وجود دارد: توپ در هوا، سکوت در سکوها، جهان نه تنها مسیر توپ، بلکه مسیر احساس و معنا را دنبال می کند. این چند ثانیه است که فوتبال را چیزی فراتر از یک بازی می کند.

نویسنده: سعید خادمی

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری tabnak

دیدگاهتان را بنویسید